العربیه |  English

جستجوی پیشرفته
 
  صفحه نخست | علم ارتباط با ارواح | محصولات | آذر كيوانيان | خيام | اخبار | انتقاد از سايت | ايران شناسي  
     
        صفحه نخست

هوالعشق

معنای سلوك
سلوك از واژه سلك به معنىِ راه گرفته شده است .و سلوك به معناى راه رفتن است .سلوك روحى ،راه رفتن در مسير كمالات انسانى است به عبارتى ديگر ،سلوك روحى جوهركشى از مواد جسمانى است كه سالك ،لطايف و جواهرِ روحى را كه در تنِ خود و طبيعت موجود است جذبِ جان خود مى‏سازد . ادامه ...

---------------------

رساله معراجيه « در باب معراج حضرت محمد (ص)»
سُبحانَ الّذی اسریٰ بِعَبدِه از جمله ‌مختصات رسول خاتم معراج جسمانی است به نحوی كه در عوالم هستی هیچ بالا و پستی نماند مگر آنكه احاطه بر او پیدا كند و از او بگذرد و با حدود جسمانیّه خود در مقام لاحدی قدم نهد و در عین حدود از تمام حدود برهد و چنانچه معنویّت او ساری و جاری در هویت جمیع ممكنات است از ارواح و اجسام همچنین صورت و جسم عنصری خود را در جمیع اصقاع جسمانیه و نشأت صُوریه سیر بدهد تا مطابق شود صورت و معنی و ظاهر و باطن و حكم معنی در صورت جاری شود و صورت جسمانیه آن سرور دارای قوه و حكم معنی باشد بالتّمام كه هیچ قوّه ای از قوای معنی و حكمی از احكام معنی باقی نماند جز آنكه در صورت او جاری شود كه این لازمه مرتبه خاتمیت است و از این مطلب تعبیر می شود به اعتدال حقیقی چون اعتدال حقیقی مزاج كه در هیچ بشر ممكن نیست چنانكه اطبّا گویند جز در حضرت خاتم (ص) . ادامه ...

---------------------

تناسخ
بعضى پندارند كه قول به تناسخ مختص به عرفاء يا به قومى است كه آنها را تناسخيه گويند .

و نه چنين است بلكه در هر مذهبى اشاره به تناسخ هست به اختلاف بيان ، و فطرىِ هر كس است كه گاهى احتمال مى‏دهد كه سابقاً من در دنيا بوده‏ام و وعده اِحتمالى به خود مى‏دهد كه بعد هم به دنيا بيايم ،و در مذهبِ قديم ايران پيش از زرتشت اين سخن فراوان بوده كه گنه‏كاران در دورِ ديگر به شكل حيواناتِ باركش آيند تا به تلافىِ ستم‏ها كه به مردم كرده‏اند ستم‏ها بينند و يا به شكل حيوانات درنده و گزنده آيند تا مردم آنها را بكشند و نيكوكاران به شكل اَميران و مُوبِدان آيند . ادامه ...


جبر است يا اختيار يا هيچكدام   مرگ و تولد نوع   |  نظريات كيوان قزوينی   |

مانيه تيسم و تمركز فكر و ارتباط با ارواح  |

---------------------

چند پرسش درباره ارتباط با ارواح
آيا اگر كسى در حضور موسيقى دانى حاضر شود، موسيقى دان شود و يا اگر عملِ جراحىِ جراحِ چيره دستى را مشاهده كند جراح شود.

به فرض اگر با روحى تماس حاصل شد، آن عامل يا معمول و يا حاضرين در جلسه به صِرفِ تماس ارتقاء روحى مى‏يابند؟

آيا ارواح چون از دنياى خاكى رخت بر بسته‏اند همه مطالب عالَمِ ارواح را دريافته و قادرند هر چيزى را آگاه شده بر زبان رانند؟

آيا ديدن الوان و ظهور قالب مثالى دليل بر حضور روح است؟

آيا روح مجاز است هر چه از وى پرسش شود بيان كند؟  ادامه ...

---------------------

فايده دين برای بشر
باید دانست كه فایده دین براى بشر دو قسمت است:

یكى راجع به جان بشر است بنابرآنكه جان بعد از مرگ بقاء و تعینى داشته باشد و مراد ما در این مقام این قسمت است.

و یكى دیگر راجع به بدن و آداب حیات اجتماعى بشر است كه سیاست هم مى‏توان نامید و این قسمت موقوف بر اثبات بقاءِ روح نیست؛ و در واقع شأن دیانات اجل است از تعرّض به سیاسات و عادات و رسوم و معاملات. ادامه ...

دين و حقيقت دين  ادامه ...

-------------------

صفات لازمه همنشين« روايتی از حضرت مسيح (ع) »
چون آدمی از افق انس و محبت طلوع كرده بالفطره مشتاق اجتماع با آحاد نوع خود است بلكه با هر جانداری و هیئت اجتماعیه را مطلقاً به جان خواهان و از انفراد طبعا گریزان است (لذا عزلت جزء ریاضات و مشاقّ امور شمرده می شود) و نیز چون آدمی بسان دیگر جانداران سهل المؤنه نیست بلكه زیست او محتاج بسی آلات و لوازم تعیش است و این اجتماع ضروری و لابدً منه است .ادامه ...

---------------------

عرفان
عرفان يك علم رسمى نيست كه موضوع و مبادى و مسائل مختصّه و كتب مخصوصه داشته باشد ،و نيز دينى بزرگ يا شعبه‏اى از يك دين نيست كه به قدمِ عَصَبِيَّت ايستاده با اَديانِ ديگر و يا شعبه‏هاى ديگر تدافع نمايد و غرضِ خود را در عَرضِ اَغراضِ آنها نهاده و به پيش بردن بكوشد و همِّ  خود را ابطالِ‏  اغراضِ ديگران قرار دهد ،بلكه يك طرز دانشِ مُنبَسِطُ الذّاتى است كه به هر علم و دين و فلسفه مى‏تواند درآيد ،و خود را به آنها و آنها را به خود بيارايد و با آنها يكدل و هم آغوش گردد و نامِ خود را فدا و نام آنها را بلند سازد چون حرفِ ساكن كه به هر حرفى رسد بَدَل به آن گشته ادغامِ در آن شود . ادامه ...

 ---------------------

در معرفت الله
و آن معرفت‏اللّه كه به فكر توان یافت همین است كه دست قوىّ پنجه فكر انسانى از احتجاب صفات بشریه برآید و بگیرد یك یك از اشیاء را و سلّاخى آغازد. ادامه ...

---------------------

عارف عامل به چه كارهايی قادر است
این ناچیز اعتقاد راسخ دارد ،كه اگر كسى خواستار آن شد كه به علم عرفان و مباحث پنهانى آن واقف گردد ،و بعد به سلوك پردازد، لازمه‏اش آن است كه در بدایت امر به حقانیت دیانت اسلام و مذهب تشیع اثنى‏عشرى معتقد گشته و تمام دستورات الاهى را نصب‏العین خود قرار دهد و دقیقه‏اى از دقایق را فرو نگذارد آنگاه طى طریق نماید و در طول ایام حیات خود با قید جسد عنصرى راه به عالم غیب برد. ادامه ...

وحدت وجود ادامه ...

---------------------

اينك زمان تحول درتصوف است
اشتياقِ روزافزون به مطالب روحى (درونى) در جامعه بشرى رو به تزايد است. افراد بسيارى (كه بخش اعظم آنان را جوانان تشكيل مى‏دهند) علاقه مند به عرفان و طالبِ سير و سلوك مى‏باشند .استعدادهاى پاكى كه اگر به درستى هدايت شوند ،هر كدام از ايشان به ستاره‏اى تابناك تبديل خواهد شد كه روزگارِ ما و روزگاران آينده را روشنايى مى‏بخشد . ادامه ...

---------------------

  تصوف
در تحقيق اسا س تصوف آيا مي توان گفت كه اين آواي بلند عالمگير و اين نواي رساي پر ترجيع و تحرير و اين كمند پرتاب گلوگير كه هر حلقه اش زنجير هفتاد ذرعي است كه گردن هزاران گردنكش را زيخود كشيده به كلي بي اصل و اساس است و اين دراز سخن در ميان توده يكسر لغو است و بيهوده.

نه منصف را ياري انكار ريشه كن نيست.

لامحاله نقطه اي ولو موهوم بايد باشد تا مركز ثقل و تكيه گاه اين همه خطوط موربه و دواير مستعجبه و اوديه منشعبه گردد. يك حق ريشه هزاران باطل تواند شد ، هر آنچه در جهان (يا درنهان يا درعيان ) هستي و دوام يافت به ويژه كه صور متبادله متناقضه به خود گرفته باشد ، البته يك چيزي بوده كه پرده بر روي خود كشيده و ناشناس به هر سو دويده اگر چه به هيچ دستي نيامده و تا آخر هم نخواهد آمد ،اما دستها را به سوي خود دراز كرده و از هر پرده اي سازي آوازي داده و تا ابد مي دهد و در هر قدمي دامي مي نهد و تا خواستي بيابي و بگيريش سبك مي جهد ،جويندگانش يابنده نيستند و مأيوس هم نمي شوند تا فرو بنشينند ،بيابانهاي طلب پر از كاروانهاي متقاطع اند.

اما سر منزل مقصود چون كف دست تهي است و يك نفر از كاروان به منزل نرسيده و نمي رسد هماره مي روند نه بر مي گردند و نه به مقصد مي رسند حركت بي سكون است و الجنون و فنون  نه بانگ جرس ها از گوش مي افتد و نه هوسها در دلها مي خوابد ،طريفها[ تالد و تالد ها باز طريف مي شوند ،حريفان همه در بازي اند نه كسي مي برد نه از بازي دست مي كشد.

نه تنها در اسلام در مزارع همه اديان ريشه تصوف روييده هر جا با يك برگ و سازي و به يك نام و آوازي يك جا به نام فلسفه ،يك جا به نام اخلاق ،يك جا به نام عرفان ،يك جا به نام وجدان ،يك جا به نام درويشي ،يك جا به نام بي خويشي ،يك جا به نام حكمت عاليه ،يك جا به نام حكمت الاهي ،يك جا به نام معرفة النفس ،يك جا به نام كيمياي سعادت . ادامه ... 

تحقيق لغت تصوف  ادامه ...

سه روح تصوف حقيقی  ادامه ...

سلسله های صوفيه ادامه ...

---------------------

در باب عشق

باید نخست فلسفه نوع دیانت را گفت.

مهمّ‏تر از همه آنكه دین از جنس عقل است یا از جنس عشق كه بالاتر از عقل مى‏شود. پس آیا فلسفه عقلانى باید پیدا كرد یا فلسفه عشق، عقلانى وظیفه حكیم متدین است نه هر حكیمى، فلسفه عشق وظیفه عارف متدین است نه هر عارفى.

نخست باید حقیقه عشق شناخته شود، گرچه مجهول الكنه است، اما به آثار و بقدر میسور، مانند شناختن هر حقیقتى كه نومید باید بود از شناختِ حقیقت اشیاء تماماً و ناچار به آثار و خواص اشیاء باید پرداخت آن هم بقدر گنجایش مدارك بشرى، پس نام همان آثار را مجازاً و الجائاً باید حقایق نامید. ادامه ...

عشق چيست ؟ ادامه ...

---------------------

مقدمه شارح رباعيات خيام عباس كيوان قزوينی
ما ايرانى‏ها از اول قدردان خيام نبوديم بلكه فقهاء ما او را بد مى‏دانستند و توده نمى‏شناختند و ساكت بودند تا آنكه مستشرقين اروپا در سيصد سال پيش او را به جلالت يافته جوياى آثار قلمش شدند و كم نسخه‏ترين كتب قديمه كه به دست مستشرقين آمد اشعار خيام بود زيرا نه فقيه متبع بود و نه قطب مطاع و نه كتب علمى داشت كه اتباع و شاگردان ترويج كرده باشند و نه اعيان و وزير و رئيسى بود كه به طمع طامعان مشهور شود بلكه همانكه شعر او را خوب هم مى‏دانست و هم مذاقش بود از ترس شاه اسلام و فقهاء پنهان مى‏نمود. ادامه ...

---------------------

تقسيم عنوانی رباعيات خيام
تقسيم مى‏شود رباعيّات خيام از جهت عنوان مطالب به ده فصل :

فصل اوّل در توحيد يعنى اثباتِ صانع و يگانه بودن مصدر و مرجع كلّ امور عالَم و صفات ثبوتيّه و سلبيّه خدا و اسماء حُسنى‏ .

فصل دوم در مناجات .

فصل سوّم در معارف عاليه و اسرارى كه خِرَد در آنها حيران و از درك آنها عاجز است .

فصل چهارم در اثبات معاد .

فصل پنجم در سنجيدنِ اعمال . ادامه ...

رباعيات خيام  ادامه ...

نظريات كيوان قزوينی درباره خيام  ادامه ...

اساس دين قديم ايرانيان كه همان غرض پيمبرانست ادامه ...

تحقيق عشق ادامه ...

شش چيز اخلاق را فاسد می كند ادامه ...

---------------------

بيان استعداد
استعداد يك چشم تيز بين دوربين بى‏خطا است كه فعليات لايقه خودش را مى‏شناسد و رو به آن مى‏رود و روى همان مى‏افتد و قرار مى‏گيرد و آرام مى‏شود .اگر استعداد كار و پيشه رو به علم برود مميز مطالب علميّه نيست ،به اشتباه مى‏افتد، پس اختلافات بسيار در فتواهاى علمى رو مى‏دهد و در واقع همه معذورند (چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند) . ادامه ...

---------------------

منشاء نقص علم
پس همه نقص و عيب هر كار و علم ناشى از يكى از سه چيز است :

1. نه آزمودن بچه‏ها (آزمايش جوان‏ها چون مشوب شده‏اند چندان مفيد نيست) .

2. سوء تفاهم و اشتباه در آزمايش .

3. اهمال و اخلال در شروط و مقدمات علم و عمل . ادامه ...

---------------------

حقيقت محمدی و مكاشفات لامتناهی
مكاشفه دریافت معانی پایدار و حقایق عالیه غیبیه است كه بر سالك راه حق و حقیقت افاضه شده بر حسّ ِ مشترك ِ طبیعی اش می نشیند .دریافت معانی عالیه غیبیه ازمجرای حواسّ باطنی همچون گوش ِ جان و چشم ِ جان مكاشفه است اما از طریق حواسّ ظاهر نوعی از مشاهده است ،همچون دیدار دل آرای جبرییل امین توسط محمد مصطفی (ص) كه با چشم ِ عنصری بالعیان دید و به روشنی شنید. ادامه ...

---------------------

مسيح پيغمبر صوفيان و صوفی پيغمبران
تصوف علت غاییه همه ادیان و در طی لسان همه پیمبران است نه صریح ولی منطوق عیسی مسیح است كه او آنچه را كه پیمبران در زیر زبان داشتند و در دل پنهان كرده بودند برای نتیجه روز آخر او بر زبان آورد صریحا بی پرده از اول.  ادامه ...

---------------------

 نكاحيه (ازدواج)
س 1 :آیا دینِ اسلام اجازه مى‏دهد كه پسر و دختر كه خواستارِ هم باشند مدّتى با هم معاشرتِ امتحانى نمایند تا خوىِ یكدیگر و باطنِ هم را بدانند بى‏آنكه تمتّعى از هم بردارند از بوس و كنار ؟

ج :در متنِ اسلام نه اجازه است و نه منع ؛نه اثبات است و نه نفى ،و در حاشیه اسلام كه فتواىِ فقهاء باشد منعِ صریح است. ادامه ...

---------------------

 دين از سنخ عقل است يا عشق
میان اهل دین در سنخ دین اختلاف است ،اكثر آنها دین را از سنخ عقل و عدل و قانون می دانند و لازمه اثبات لزوم نوع دین در میان بشر نیز همین است و اقل كه عرفای هر دین باشند (آن هم نه همۀ عرفا) دین را از سنخ عشق و فضل می دانند و قول اول را قشری و جامد و ظاهری می نامند و هر جا زاهد به عنوان مذمت گویند ،مرادشان آن است كه دین را فقط قانون بداند. ادامه ...

---------------------

ديدگاه پروفسور آنه ماری شيمل در باره استاد چهاردهی
بيش از پنجاه سال پيش ،فريتس ماير (1912 – 1998) دانشمند اسلام شناس سوئيسى ،رساله‏اش را در باب جوهر عرفان در اسلام به نگارش در آورد .در اين نوشته او براى نخستين بار در حوزه شرق شناسىِ اروپا اين فكر را مطرح كرد كه صوفيه آداب رازآلود تشرّف به عرفان است ،حول رابطه مراد و مريد.صوفى آنقدرها از متون و كُتب ياد نمى‏گيرد ،بلكه تحت ارشاد مرشد روشن ضميرى است كه خواندن نانوشته‏ها را مى‏آموزد ،تعليم و تربيت روحى او نه به علم و دانش فكرى، بل به كَسب استنباط قلبى و راز دل مهدوف است . ادامه ...

---------------------

نامه های علامه محمد قزوينی به كيوان
اولاً دانشمندى و ديندارى دو مفهوم متخالفند و قليل‏المصداق كه وجود خارجى كمتر به خود مى‏پذيرند .توده بشر بيشتر فاقد اين هر دو مفهومند بى آنكه خودشان معترف باشند بلكه لاف فاقدين بيش از واجدين است .ميان هر دو مفهوم متخالف نظر به مصداق خارجى آنها يكى از چهار نسبت (نسب اربعه) البته هست . ادامه ...

---------------------

مقاله رشيد ياسمی
هركس قدمى از تقلید بیرون نهاده و شخصاً در امر دین و دعوى فِرَقِ مختلفه تفحص كرده باشد در نخستین نظر متوجه تباین و تضادى مى‏شود كه میان كردار مسندنشینانِ هر دین و گفتار مؤسسین و پیشوایانِ آن قوم موجود است . مطالبى كه اظهار مى‏كنند به هیچ وجه با عمل آنان توافق ندارد مثلاً اعمال ملل مسیحى و پیشوایان روحانى آن ملل با تعلیمات عیسى چندان مباینت دارد كه گویى الدالخصام عیسى همین مدعیان جانشینى او هستند .عیسى گوید بدى را به بدى پاداش مدهید ،در مقابل درشتى‏ها نرمى كنید .اما روحانیون مسیحى جمیع مؤسسات جنگى و سیاسىِ دُوَل را مشروع دانسته و جهانگیرى و ضعیف كشىِ آنان را منكر نیستند [كه‏] سهل است تقویت [هم‏] مى‏كنند و خود نیز شركت مى‏جویند . ادامه ...

---------------------


سرگذشت كيوان در رنجهايی كه براي دين كشيد

درباره فقه و لغت آن

درفقه خصوص شيعه اماميه

---------------------

ز يُمن عشق به كونين صلح كلّ كرديم
تو خصم باش و ز ما دوستی تماشا كن


 

 
     
 
   
 
 
 
© 1388 - کلیه حقوق متعلق به ایران آئین می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی و توسعه توسط گروه نرم افزار هرسین محدوده مسئولیت پایگاه | حریم بازدیدکنندگان