صفحه نخست | شناخت روح ( علم ارتباط با ارواح) | محصولات | آذر كيوانيان | خيام | ايران شناسي | انتقاد از سايت | درباره ما  
     
 
العربیه |  English

جستجوی پیشرفته
 
             
        خيام اساس دين قديم ايران كه همان غرض پيمبرانست


    اساس دين قديم ايران كه همان غرض پيمبرانست

    او اشاره به خدا یا به عالم غیب یا به هویت آخر خود است ،یعنى در مقام معرفةالنفس كه بخواهى آخر هویت خود را كه عزیزتر و ضرورترین گمشده‏هاى تو است بیابى این خودى حاضر را با متعلقاتش از خود سلب كن و مدتى هم بر این بیخودى و بى‏علاقه‏گى به هر رنج و دشوارى شده بسر بر تا به بینى از پرده غیب چه ظاهر مى‏شود اگر یك هویت و ذاتى كه به ازین تو را قانع كند یافتى كه گنجیاب حقیقه شدى و به خودشناسى كه اساس دین قدیم ایران بود نائل آمدى و به بهشت ابدى در آمدى ،و اگر نشد و نومید شدى كه باز به همین خودى طبیعى و علائق و تعمیر جهان مى‏توانى برگردى و فكر را منحصر به همین دیدنى‏هاى عمومى سازى و یقین كنى كه چیز دیگرى نیست و با همین سدّ و بندها كه نامش پیوند است باید بسر برد تا مرد ،كه هر كس بقدر توانائى خود باید در خودشناسى تلاش كند تا در وجدان خودش معذور باشد كه اگر پس از مرگ منكشف شود یك هویتى برایش كه در جهان او را نیافته بود بتواند پاسخ خردپسند به آن هویتِ خودش بدهد كه چكنم تا توانستم به دنبالت شتافتم و نیافتم ،اینك خواهى به همین قالب مثالى درآ و خواهى دوباره به جهانم برگردان تا با مدارك طبیعیه تو را احساس كنم.
    و اگر كسى در این زندگانىِ حاضر هیچ به فكر خودجوئى نیفتد و تلاش مقدور را كه تنفّر از علائقِ این خودىِ طبیعى و جنگ صمیمى با خود و خودى‏ها است ننماید بلكه اسیر آنها شده به كامرانى بگذراند تا بمیرد و پس از مرگ منكشف شود كه خود و خودى‏هاى او غیر از اینها بوده و اینها بند و دام بوده‏اند و او اكنون به دام افتاده پاسخى خردپسند ندارد و دردِ از خود دورى را باید بكشد كه دوزخى بى‏پایان است تا هست با دردِ بى‏درمان تَواَمان است .
    و همه غرض پیمبران آگاهانیدن بشر بوده است به این خودیابى و به اینكه خودى شما بشر غیر ازین است كه اكنون هستید باید براستى دل از این خودى بكنید و جان‏ها هم در تلاش بكَنید تا آن خودى كه مایه خوشى اَبَدىِ شما است بیابید و اگر با خوشى‏هاى همین خودى بسر برید آخر ندارد این خودى به مرگ از شما زائل و خوشى‏هاى آن باطل مى‏شود و شما به فراقِ خودى حقیقى خودتان گرفتار ابدى خواهید بود ،و چون این غرضِ پیمبران خیلى دور از باورِ امروزه بشر است نسبت به توده در بوته اجمال مانده و توده در واقع سرگردانند نه آن بازوى خودكشى را دارند كه با این خودى حاضر به نَبَرد درآیند و تا آخرین نقطه با آن دفاع نمایند تا مطلبى منكشف یقینى شود یا نفى یا اثبات (صحت قول پیمبران یا بطلان آن) و نه یاراى سركشى از زیر بار دیانت دارند تا از بن دندان پیمبران را پاسخ گویند كه شما همه به وهم اندرید و مى‏خواهید ما ساده‏دلان را ناكام سازید و خود هم سرورى كرده باشید و هم كامرانى‏هاى جهان همه مال شما باشد و ما تا زنده‏ایم فرمانبر و بنده و زیر نگین شما باشیم و پس از مرگ كه دروغ شما پیدا شد شما خود ناپیدائید تا ما از شما انتقام كشیم لذا بیشتر توده با پیمبران در دل بیطرف و بى‏اعتنایند و به ظاهر كجدار و مریزى كرده اظهار باور دین مى‏كنند اما بى‏ثبات و بى‏دنبال گیرى ،و از این راه است كه هر قومى به دینى كه در مملكتشان نافذ است در مى‏آیند و مانند مسلك دنیوى با ادیان دیگر رقابت مى‏نمایند بى‏تحقیق و به این رقابت مى‏پایند به شدّت و ضعف بر حسب اقتضاء پیش‏آمدهاى جهان تا مى‏میرند و این دشمنى‏هاى دیانتى هم مانند سایر دشمنى‏هاى جهان بلكه غلیظ تر ریشه مى‏دواند و مى‏ماند و تا ابد حقیقت امر بر توده رو ننموده و نخواهد نمود ،و هوشمند صمیمى نایاب است آنكه به خود افتد تا زنده‏است گیج است مگر به تدبیرى كه در این رباعى اشاره شد كه بیش ازین دم زدن را خرد كه بیم‏آلود است دستور نمى‏دهد .
    لفظ خویش به معنى خود و خویشاوندان هر دو مى‏تواند بود پس لفظ پیوند به معنى خویشاوند است در اول و به معنى دوست بیگانه است در دوم ،و مردانه یا جمع است و ها براى تشبیه است مانند جانانه زنانه مستانه و یا مفرد است و الف و نون و ها هر سه براى تشبیه است یعنى مانند مردها یا مانند مرد و در آن سه لفظ هم همین دو احتمال هست كه مانند زنها و جانها و مستها یا مانند زن و جان و مست ،و مراد از مردى آزادیست و مراد از جان شیرینى و ناپیدائیست و مراد از مست بیخیالى و لاابالى بودن است چونكه در اغلب طبقات بشر آزادى منحصر به مرد است و نوع زن اسیر نوع مرد است ،لذا مردانه به معنى سرفرازى و پاداریست و زنانه به معنى دون همتى و بى‏ثباتى است.
    پس حاصل مضمون این رباعى آنست كه دین را سرسرى كه توده گرفته‏اند نباید گرفت بلكه جدّاً و صمیماً باید ترك هوس و كامرانى به متابعت پیمبران باید نمود مردانه و بندهاى طبیعى را باید برید و طلسم علاقه جان را شكست و دَرِ خوشگذرانى را به روى خود بست.

     

    نویسنده: عباس كيوان قزوينی
    تاریخ انتشار: ۱۳۸۸/۱۱/۱ ۶:۴۱:۱۱
    مرجع: كتاب شرح رباعيات خيام
    ارسال پیام:
     
    نام  
    نشانی صندوق پست الکترونیک  
    متن پیام  
    کد امنیتی = ۱۱ + ۴  
         


    كمال انسان

    انواع رياضت و مقام نيروانا

    معانی و درجات وطن

    وطن حقيقی

    وطن روحانی

    آكل و مأكول

    صفات لازمه همنشين

    فرق پندار از حقيقت

    ____________________

    فلسفه

    ●  سر ناميدن جهاد نفس به جهاد

    مراتب وجود انسان

    نظر قائلين به تناسخ

    امتياز بشر به دو قوه دانش و كنش

    در اقسام احاطه

    ذاتی و جبلی

    نسبت معقول ثانی به معقول اول 

    در نفس الامر وجود مطلق

    در تعيين مفهوم وجود مطلق

    در اقسام خلق

    در بيان تقسيمات اختلافات دنيا

    مقصود از اختلافات دنيا

    كمال انسان

    فلسفه آمرزش گناهان

    يكی‌ از فوائد اختلاف

    ● تحقيق در امر تن و جان

    وعده مكاشفه در اسلام

    در عقايد حكما و بعضی از مقاصد ايشان

    ____________________

    هستی شناسی

    دور و كور

    مرگ و تولد نوع

    در بيان سعادت و شقاوت

    معنای‌ سعادت به چند وجه

    ____________________

    تعليم و تربيت

    مقدمه سرانجام

    بيان استعداد

    شيوع اختلاف

    منشاء نقص علم
    ____________________

    تفكر و مراتب آن

    در تعيين كمال بشر كه فكر است

    راجع به فكر

    پاسبانی فكر

    در تفاوت نظر مهر و كين به شيئی واحد

    در رياست

    فكر انسان امتياز خاصۀ او 

    ● اراده انسان مورد تكاليف دينيه است

    معانی مفهوم و موهوم

    فايده دين برای بشر

    تشبيه افعال ثلاثه نماز به احوال سه طبقه مردم

    يك معنی تفكر

    ____________________

    قرآن انگليسی English_Quran

    __________________
    تفسير

    سوره رعد

    سوره ابراهيم

    سوره حجر

    سوره نحل

    سوره بنی اسرائيل

    ____________________

    معراج

    رساله معراجيه

    معراج

    ____________________

    نيايش
    ____________________

    مقالات

    سماع عارفان دركربلا

    وجود مطلق فيض مقدس صاحب دم - ولايت كليۀ علی‌ (ع)

    حقيقت محمدی‌ و مكاشفات لامتناهی

    ● مقاله اقبال آشتيانی

    ____________________


    چند كتاب برای خواندن پيشنهادی‌ از ايران آئين

    ____________________

    جملات قصار

    ____________________

    شعر 
    ___________________

     ● نظرتان راجع به سايت چيست 

     

     
                 
       
     
     
     
     
    © 1388 - کلیه حقوق متعلق به ایران آئین می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    طراحی و توسعه توسط گروه نرم افزار هرسین محدوده مسئولیت پایگاه | حریم بازدیدکنندگان