صفحه نخست | شناخت روح ( علم ارتباط با ارواح) | محصولات | آذر كيوانيان | خيام | ايران شناسي | انتقاد از سايت | درباره ما  
     
 
العربیه |  English

جستجوی پیشرفته
 
             
        ادیان و مذاهب اديان و مذاهب(religious) دين و حقيقت دين


    دين و حقيقت دين

    بسم الله الرحمن الرحيم

    بزرگتر متاعي كه از اين عالم بعد از مرگ همراه ما خواهد بود كه به دست اختيار آن را تربيت كرده باشيم همانا دين است و اگر ما به دنيا نيامده بوديم و جان ما با جسم ِ ما اتحاد نمي يافت هرگز نائل به دين نمي شديم زيرا دين متاعی است كه فقط در بازار دنيا يافت مي شود.
    و يك معني من لادنيا لادين له اين است كه در غير دنيا دين نيست اما بعد از يافتن
    همراه ما از دنيا بيرون مي آيد و تا ابد همراه ما خواهد بود به خلاف همه متاع های دنيا كه در دنيا يافت می شوند و جز در دنيا هم بكار نمی خورند، چه متاع[1]مادی و چه متاع معنوی از قبيل علم و كمال زيرا بعد از مردن اين علم ها و كمالات بشر كه امروز آبرومندی آنها هستند ابداً مفيد به حال آنها نخواهند شد.
    و آنها نيز پس از مرگ خواهند دانست كه هيچ نظر به اين علم و دنيا نبايد انداخت زيرا اين علوم و كمالات ِ دنيا داخل در ذات ِ بشر نخواهند شد همه خارج از ذاتند اما دين نافذ است و از صفات ذاتيٌه خواهد شد و ذاتي لايتغيّر[2] است .
    پس ما بايد در آن صدد باشيم كه خود را با دين معرفي كنيم درعالمِ ملكوت و قدر و اندازة ما بقدر دين ما و دينداری ما خواهد بود و براي هيچ كس نافع تر از دين
    چيزی نمي توان تصوٌر كرد ، گر چه همان گنه كار بي دين باشد زيرا او هم بعد از آگاهی و پشیمانی از گناهش همين پشيمانی متاع بزرگی خواهد بود در آخرت و به خرج صاحب و مالك ِ يوم دين كه خدا است خواهد رفت ( مالك يوم الدين )
    حالا بايد دانست كه اين دين مأنوس ما كدام است ؟
    آن ديني است كه ما به وجدان پاكِ خود بعد از تلاش ها و دقّت ها و عمر تلف كردن ها فهميده باشيم كه هر كس فهمش دينش است ، آنچه از باطن ِ خود و دنيا حسّ كرد بايد همان را پيروی كند و دين ِ خود شمارد . اين خود امر قهری است كه به فهميدۀ خود پيروی خواهد داشت بي آنكه كسی او را وادارد. و در امر دين چون مردم سهل می گيرند اشتباهات واقع می شود از جمله آنست كه اغلب دينداران به تزريقات معترضين چنين پنداشته اند كه دين عبارت است از تعبٌد[3] و تقليد به گفته های رييس دين و خواه آن گفته ها موافق با واقع و با فهم سادۀ بشر باشد خواه نباشد ،‌و در واقع دين را نحوی از اجبار و اظطرار می دانند مانند مسالك[4] سياسی كه توده مجبور است به پيروی ِ قانون رسمي مملكت خودش اگر چه بر خلاف ِ وجدان همه و وجدان او باشد .
    با آنكه دين ِ حقيقی عبارت است از متن واقع و حقيقت نفس الامر[5] و آزادی مطلق پس هر كس به فهم آزاد خودش آنچه بعد از تلاش عاقلانه فهميد همان فهم او دين ِ اوست و بايد به فهميدۀ خودش عمل كند. و چون دين به منفعت خودش است البته درفهميدن كوتاهي نخواهد كرد. هيچ مورد ساده ای ساده تر از موارد دينيّه نيست و بر عكس اغلب ِ دينداران دنيا برای آنكه ارتزاق از موارد مختلفۀ دين به هزاران اسم نمايند ، دين را چنان آلوده كرده اند كه هيچ بوی سادگي نمی دهد.
    به هر دينی نظر كنيد رنود[6]به مرور دهور[7] آلايش و آرايشی به آن بسته اند كه دين را يكی از مسالك ِ دنيويٌه كرده اند و در اطرافش انواع استفاده ها می نمايند.
    ما بايد در اين قدم هشتم چنان بيدار و هشيار شويم كه مجال استفاده به رنود ندهيم و به هيچ چيز در امر ِ دين قانع نشويم و از مردم نپذيريم تا وقتی كه خود به قدم ِ راسخ غور رسی و حقيقت بينی كرده باشيم . و اين است معنی كلام علی (ع) كه فرمود:
    (كيف اعبد ربا لم اره) يعنی چگونه من پيروی كنم قانوني را كه او را به يقين كامل تحقيق نكرده باشم.
    چونكه ربٌ هر كسی قانون و دين ِ اوست و رويت در هر موردی به اقتضای آن مورد است و درمعلومات رؤيت اطلاق می شود بر يقين تامّ مطابق واقع و اين فرمايش علی (ع) سر مشقی است برای همه خداجويان و دينداران كه بايد بدون يقين كامل به هيچ امری متعبّد و معتقد نشوند و حقيقت ِ دين ِ خود را آن يقين ِ كامل بدانند.
    پس ما طور ديگری آگاهی يافته به قدم نهم در می آييم كه ببينيم دينی كه موضوع اين همه محمولات عاليه است كه در قدم هشتم شمرده شد عبارت از چيست ؟
    اينجاست كه لغزشگاه اقدام [8] است :
    تودۀ دينداران می پندارند كه خلاصۀ دين الفاظی است آموخته كه در اوقات معيٌنه بايد تكرار شوند و نام آنها نماز باشد ، چه نزد مسيحي چه كليمي چه مسلمان چه گبر[9] .
    و نيز نخوردن غذايی است در اوقات معيٌنه كه نام او روزه باشد و نيز رفتن به مكان معيٌن است در عمر يا در سال يك بار كه نامش حج باشد . و غافلند از اينكه اگر اين كارها تنها باشند و اخلاق فاضله و اعمال خيريۀ راجهۀ‌ به جامعۀ‌ بشر و معارف عاليه همراه اينها نباشند اينها خيلي مختصر و كوچك مطلبند .
    روا نيست روح ِ پاك انساني با آن جلال و جبروت چندين سال اسير قوای ِ تن و واردات و محن ِ[10] طاقت شكن بشود ، محض برای تلفظ آن الفاظ يا نخوردن غذا يا رفتن به مكان معيّنی ، گمان نمی كنيم كه هيچ عاقلی زير اين بار برود و منحصر كند نتيجۀ عمر بشر را به همين سه فقره كه هيچ راجع به نفع بشر نيستند .
    پس ما در اين قدم نهم كه می خواهيم بر سر نُه فلك بگذاريم و آنچه به وجدان انسانيّت پسند می آيد بپذيريم بايد موشكافانه تحقيق نماييم كه :
    دين عبارت است از يك چيز كه منحل[11] می شود به سه چيز و آن يك چيز :
    شكستن طلسم خودی و خود بينی و خودپسندی كه لازمۀ طبيعت هر بشر است می باشد ، بقدر هوشمندی او كه هوشمندان بيش از كم هوشان خودپسند می باشند.
    از اول بايد اين خودپسندی را كه بزرگتر عيب است و دامنگير همه است از خود دور كرد به مرور مدٌت عمر و به اين زودی و مختصری نبايد مطمئن شد كه خودی از ما دور شده ، چونكه ممكن است اين خودی ِ ما همانكه ديد ما در مقام ِ افناء ِ او برآمده ايم ، خود را عوض كرده به اشكال مختلفه درآيد براي گم كردن خود و نجات يافتن از فناء.
    پس بايد به سه چيز متوسل شد يعني دائماً مواظب بود كه هيچ آنی و دقيقه خالي از اين سه عنوان نباشيم بطور قضيه منفصلۀ مانعة الخلو[12]و آن سه چيز :
    يكی راجع به انديشه است كه بايد هماره خود را عادت دهيم به خير خواهی ِ نوع‌ ِ بشر يعنی غير خودمان ، كه مباد خودی در اينجا حظ برده بزرگ و برومند شود.
    دوم راجع به عمل ِ نفي .
    سوم راجع به عمل ِ اثبات .
    امٌا نفی آن است كه مواظب باشيم هر آنچه دلخواه ِ طبيعت ِ ماست بقدر قوٌه آن را ترك كرده و خود را عادت به نامرادی و ناكامی دهيم ، زيرا كامروايی اگر رخنه كند اندازه ندارد و ما را به هلاكت خواهد رسانيد.
    و در دنيا نيز اگر كسی عنان ِ [13] كامروايی خود را نكشد و رها كند نمی تواند با هيچ وسيله از عهدۀ دلخواه روزافزون خودش برآيد، آنگاه به غصٌه هايی دچار خواهد شد كه ناكامی از اوٌل خيلي آسان تر و گواراتر از اين غصٌه ها بود ؛ بر فرض محال كه توانست از راه مشروع تمام شهوات و غضبات ِ خود را اجراء و امضاء نمايد لااقل دچار بيماری هاي سخت يا كوتاهی ِ عمر كه برخلاف ميل همه است خواهد شد.
    پس طريقۀ خردمندی و پيش بيني در زندگانی ِ دنيا ميان جامعه عادت كردن به ناكامی و پست خواری و پست پوشی و پست رفتاری است قطع نظر از امور باطنه.
    و امٌا طريق ِ اثبات آن است كه لذائذ ِ خود را و جدّ [14] وهمّ و اقدامات عاليۀ خود را منحصر كند به خدمت به خلق ،‌اگر بتواند خدمات كلي به نوع ِ بشر نمايد كه اسباب آسايش آنها را به سهولت برای آنها فراهم كند مانند دانشمندان اروپا و آمريكا كه به سبب اختراعات و اكتشافات محال ها را برای بشر ممكن و دشوارها را آسان و دورها را نزديك و گران ها را ارزان می نمايند . حالا اگر شخص دراين كارهای نمايان بتواند اخلاص نيٌت خود كند كه اين كارها به امضاء خودی و خود پرستی نباشد خيلي فوز ِ عظيم [15] و راحت ِ آخرتی خواهد شد . و اگر هم اخلاص نيٌت را عاجز بود باز بشارت باد او را كه اگر چه بر خودی ِ او افزود امٌا بارهای سنگين از دوش ِ افراد جامعه كاسته می شود ، همان خوشی و رضايت قلب ِ عموم ِ‌بشر ،‌ عاقبت ِ او را روشن و مكان و روح او را وسيع و گلشن می سازد .
    و اگر كسي از علم ، دست كوتاه است و از قدرت عاجز است و نمی تواند خدمات كليٌه به نوع يا اغلب ِ بشر نمايد لااقل بعض مردم را اگر چه يك نفر باشد راحت ساخته از خود خشنود گرداند.
    پس اين اثبات و آن نفی و آن انديشه اركان ثلاثۀ [16] دين ِ عقلاء‌ بشر است .
    چونكه معنی ِ دين شكر نعمت ايجاد است و به فعليّت رسانيدن استعداد ِ قوايی است كه خدا در وجود بشر وديعه گذارده ، گر چه محتويات وجود افراد بشر با هم متفاوت است كه هيچ دو نفری به يك اندازه استعداد قوی ندارند، ولی مابه الاشتراك و قدر جامع ميان همه افراد بشر آنست كه در اين بدن يك قوّۀ دانشی است و يك قوّۀ كنشی [17] كه حكماء قسمت كرده اند علم ِ حكمت را بر اين دو قوّه:
    به فعليّت آوردن قوّۀ دانش را حكمت نظريّه (علميّه ) گويند.
    و به فعليّت آوردن قوّۀ كنش را حكمت عمليّّه نامند.
    حالا امر دين آن اندازه ای كه مشترك ميان افراد تواند بود همان است كه اين دو قوّه را به فعليّت بيآورد امّا به طريقی كه مرضی[18] و پسند خالق اوست ، البته خالق غنی بالذات هيچ حالت منتظرۀ نقيصه كمّاً و كيفاً برای او نيست تا كسی كاری كند كه نفع ِ آن كار راجع به حضرت او باشد.
    پس تحصيل رضا و پسند خالق به حكم عقل منحصر است به رضا و پسند نوع ماسوی اللّه [19] چه حيوان و چه انسان ( البته انسان اشرف است و اولی[20] است به خدمت).
    حالا زمينۀ اعمال دينيّه معلوم شد كه هر كاری كه در او نفع جامعۀ بشر توان فرض نمود آن كار جزء ِ دين است و هر كاری كه در آن ضرر به جامعه خواهد رسيد دوری از آن كار جزء ِ دين است.
    ديگر تعيين ِ‌خصوصيّات آن كارها در موارد مختلفه و ازمنۀ متفاوته و اشخاص ، بسته به قوّه مميزه ای است كه خداوند به هر بشری داده ، هر كسی به اندك فكر و امعان ِ نظر می تواند بفهمد كه چه كار از او بر می آيد كه ممدّ حالت اجتماعيّه بشر باشد به هر درجه از امداد اقلاً عدم ِ اخلال و بار ِ دوش جامعه نشدن.
    پس آن كار را جزء ِ دين دانسته و به اندازۀ منفعتش آن را واجب يا مستحب و به اندازۀ ضررش آن را حرام يا مكروه بداند.
    ________________________________________
    [1] - متاع = آنچه از آن سود برند ، (كالا).
    [2] - لايتغيّر = دگرگون ناشونده.
    [3] - تعبّد = بندگي ورزيدن.
    [4] - مسالك = مسلك ها.
    [5] - نفس الامر = حدٌ ذات هر چيز.
    [6] - رنود = جمع رند.
    [7] - دهور = جمع دهر ، روزگار ، دوره.
    [8] - اقدام = قدم ها ، گام ها .
    [9] - گبر = زردشتي .
    [10] - محن = رنج ها.
    [11] - منحل = گشوده .
    [12] - مانعۀ الخلو = دو امری كه ارتفاع آنها با هم ممكن نباشند ليكن اجتماع آن دو با هم ممكن باشد .
    [13] - عنان = افسار.
    [14] - جدٌ = كوشش .
    [15] - فوز= رستگاری
    [16] - ثلاثه= سه (3) در اينجا سه گانه .
    [17] - كنشی= كنش : كردار ، عمل .
    [18] - مرضی = مورد رضايت .
    [19] - ما سوی الله = مخلوقات
    [20] - اولی = سزاوار

     

    نویسنده: عباس كيوان قزوينی
    تاریخ انتشار: ۱۳۸۸/۶/۲۴ ۲:۱۷:۵۰
    مرجع: كتاب اختلافيه
    ارسال پیام:
     
    نام  
    نشانی صندوق پست الکترونیک  
    متن پیام  
    کد امنیتی = ۷ + ۵  
         


    كمال انسان

    انواع رياضت و مقام نيروانا

    معانی و درجات وطن

    وطن حقيقی

    وطن روحانی

    آكل و مأكول

    صفات لازمه همنشين

    فرق پندار از حقيقت

    ____________________

    فلسفه

    ●  سر ناميدن جهاد نفس به جهاد

    مراتب وجود انسان

    نظر قائلين به تناسخ

    امتياز بشر به دو قوه دانش و كنش

    در اقسام احاطه

    ذاتی و جبلی

    نسبت معقول ثانی به معقول اول 

    در نفس الامر وجود مطلق

    در تعيين مفهوم وجود مطلق

    در اقسام خلق

    در بيان تقسيمات اختلافات دنيا

    مقصود از اختلافات دنيا

    كمال انسان

    فلسفه آمرزش گناهان

    يكی‌ از فوائد اختلاف

    ● تحقيق در امر تن و جان

    وعده مكاشفه در اسلام

    در عقايد حكما و بعضی از مقاصد ايشان

    ____________________

    هستی شناسی

    دور و كور

    مرگ و تولد نوع

    در بيان سعادت و شقاوت

    معنای‌ سعادت به چند وجه

    ____________________

    تعليم و تربيت

    مقدمه سرانجام

    بيان استعداد

    شيوع اختلاف

    منشاء نقص علم
    ____________________

    تفكر و مراتب آن

    در تعيين كمال بشر كه فكر است

    راجع به فكر

    پاسبانی فكر

    در تفاوت نظر مهر و كين به شيئی واحد

    در رياست

    فكر انسان امتياز خاصۀ او 

    ● اراده انسان مورد تكاليف دينيه است

    معانی مفهوم و موهوم

    فايده دين برای بشر

    تشبيه افعال ثلاثه نماز به احوال سه طبقه مردم

    يك معنی تفكر

    ____________________

    قرآن انگليسی English_Quran

    __________________
    تفسير

    سوره رعد

    سوره ابراهيم

    سوره حجر

    سوره نحل

    سوره بنی اسرائيل

    ____________________

    معراج

    رساله معراجيه

    معراج

    ____________________

    نيايش
    ____________________

    مقالات

    سماع عارفان دركربلا

    وجود مطلق فيض مقدس صاحب دم - ولايت كليۀ علی‌ (ع)

    حقيقت محمدی‌ و مكاشفات لامتناهی

    ● مقاله اقبال آشتيانی

    ____________________


    چند كتاب برای خواندن پيشنهادی‌ از ايران آئين

    ____________________

    جملات قصار

    ____________________

    شعر 
    ___________________

     ● نظرتان راجع به سايت چيست

     

     

     

     
                 
       
     
     
     
     
    © 1388 - کلیه حقوق متعلق به ایران آئین می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    طراحی و توسعه توسط گروه نرم افزار هرسین محدوده مسئولیت پایگاه | حریم بازدیدکنندگان