صفحه نخست | شناخت روح ( علم ارتباط با ارواح) | محصولات | آذر كيوانيان | خيام | ايران شناسي | انتقاد از سايت | درباره ما  
     
 
العربیه |  English

جستجوی پیشرفته
 
             
        ادیان و مذاهب اديان و مذاهب(religious) درباره فقه و لغت آن


    درباره فقه و لغت آن

      فقه بر وزن و بر معناى علم و بر معناى فهم ،الّا آنكه دانسته شده را معلوم و مفهوم گویند ؛امّا مفقوه نگویند و داننده را فقیه گویند نه فاقه و فهیم نه فاهم امّا عالم و علیم هر دو گویند و علماء جمع علیم است نه عالم كه جمع وى عالمون است .و فعل مجرّد از فقه هم از باب نَصَرَ آید و هم فَرَحَ و هم كَرُم و مزیدش از باب افعال و تفعیل و مفاعله و تفعّل و استفعال آید پس افقاه و تفقیه به معنى تعلیم و فتوى دادن در دین است و مفاقهه مباحثه در علم است .گویند فاقَهَه فَفَقَهه او یفَقهه كَنَصَر ینصُرُ اى غَلَبه و یغلبه .
    پس فقه در خصوصِ این مورد به معنىِ غلبه آمده ؛امّا بدون اینگونه قرینه به معنى غَلَبَهُ نمى‏آید و تَفَقُّه فهمیدنِ با زحمت و دقّت و اهمیت و كُنجكاوىِ دقایق و اطرافِ آن چیز است ،در قرآن در آیة النّفر لفظِ لِیتَفَقِّهُوا اشاره به این نكات است به دلیلِ لِینذِرُوا قومَهُم زیرا فقیه تا دقّت‏ها و كنجكاوى‏هاىِ متفقِّهانه ننموده باشد نه مى‏تواند و نه حق دارد كه انذارِ قوم از بُنِ دندان نماید و از استفقاه گرچه همه جا و به هر صیغه فعل نیامده امّا خصوصِ مُستَفقِهَة آمده به معنى زنى كه معاونِ زنِ نوحه‏گر باشد و جواب‏گوىِ او باشد یعنى اگر او یك شعرى بخواند مستفقِهه مصراح دوّم آن شعر را فوراً بخواند و به او مدد رساند یا سؤالاتِ نوحه‏آمیزِ او را جواب گوید و به پارسى چنین كسى را واگیر نامند و مى‏توانند كه چند نفر باشند كه به سببِ واگیرى‏هاىِ چابك مجلسِ نوحه را گرم و پرشور نمایند چنانكه در روضه خوانى‏هاىِ ایران تا سى سال پیش از این رسم بود كه در پاى منبر چند نفر براى همین كار مى‏نشستند كه واگیرِ روضه خوان باشند و آنها را ذاكر مى‏نامیدند و آن هم صنعتى بود مانند روضه خوانى و بعضى در آن صنعت خیلى استاد بودند و جلبِ توجّهِ ماتمیان مى‏نمودند .
    و توان گفت كه مستفقهه نیز اشاره به معنى اصلى كه فهم است داشته باشد یعنى همه ذاهل و مدهوشند و فقط این یك نفر به فهم و هوش خود باقى است كه جوابِ نوحه‏گر را مى‏دهد و با او مُجاوَبَه مى‏نماید .
    در صدرِ اسلام فقه در قرآن و حدیث همان به معنىِ لغوى مى‏آمد امّا در آخرِ عهدِ پیغمبر (ص‏ع) براىِ شرافتِ دین منحصر شد به فهمیدنِ احكام دین گویا قوّه فهم را خدا براى همین به انسان داده هر كه بهتر و بیشتر فهمید احكام دین را فهیم‏تر و انسان‏تر است .
    اَلفِقْهُ ثمَّ المَتجَرُ مانند اَلرَّفیقُ ثمَّ الطَّریقُ تجارتِ بى‏فقه چون رهروىِ تنها خطرناك است اَلاَفقَهُ فاَلاَفقَهُ.
    و پس از عهدِ 4 خلیفه فقه در اصطلاح مسلمین به معنىِ ضبطِ احكامِ دین و دسته بندى و به قانونِ علمى در آوردنِ آنها شد و كم كم یكى از علم‏هاىِ مدوّن شد و به كتاب و درسِ مستقلّ رسید گویا اوّل كتابى كه در فقه نوشته شد مُوَطَاّء مالك بود و بعد هم به خوبى و اختصارِ آن تا كنون در اهل سُنّت نوشته نشده .
    و در اواخِر بنى‏امیه فقه به معنى قوّه قدسیه ملكوتیه شد كه قدرت بر استنباطِ فروع از اصول باشد یعنى بتواند احكامِ حوادثِ زمانِ خود را بفهمد از نظایر و كلیات آن حوادث ،كه در صدرِ اسلام بوده و حكمش بیان شده و اختلاف فُقهاء از آن شد كه هر فقیهى حادثه‏اى را داخلِ در یك كلّى و ضابطى مى‏كرد و فقیه دیگر همان حادثه را داخلِ در یك كلّى و ضابطِ دیگر مى‏نمود كه حكمش غیرِ آن حكم بود یا به مغایرتِ خفیفه‏اى مانند وجوب و ندب و یا به مغایرتِ تامّه و عدم مجانست مانند وجوب و حرمت و تَفاضُلِ فقهاء در حُسن سلیقه انتخاب و اِرجاعِ فرع به اصل و تطبیقِ جزئى به كلّى بود و اعلمیتِ فقهاء به همین بود و كم‏كم این حُسن سلیقه قوّت یافته به اسم دلیل عقل نامیده شد و در هر مسئله هم كه اختلاف واقع نشده بود به اسم اجماع نامیده شد و خود یك دلیلى شد براىِ اثبات حكم دین پس 4 دلیل پیدا شد ،قُرآن و حدیث پیغمبر و عقل و اجماع ،پس در حوادثِ متعاقبه محتاج شدند فقهاء به این چهار دلیل و اعلمیت به این شد كه مواقع این چهار دلیل را نیكو بداند كه شأن نزول آیه و حدیث و انتخابات فقهاءِ سابقین باشد پس تطبیق كند حادثه حاضره را به یكى از آنها ؛و در این تطبیق نیز اختلاف‏هاىِ بسیار شد به جهتِ تفاوت سلیقه‏ها و درجات فهم و هوش فقهاء و تفاوتِ مذاقِ عرفانى و قِشرى و مذاقِ غلبه بیم بر امید یا به عكس و كارِ اختلاف به جایى رسید كه در یك عصر در یك مسئله 33 قول پیدا شد و وهنِ اسلام و جاىِ طعن رقباء پیدا شد .
    ناچار اهل سُنّت جمع شده خواستند كه فقهاء ملتزم به یك فتوى‏ بشوند و نشد و حُسنِ هر یك از 4 طریقه معارضه با آن دیگرى نمود كه از جهتِ دیگر حُسن داشت ، آخر ناچار به همین چهار منحصر ساخته به قید كفر و لعن مقید نمودند كه تا قیامت دیگر فقیهى فتوى‏ به غیرِ این چهار طریقه ندهد و همه مقید به متابعتِ یكى از این چهار و در تعیینِ آن یكى مختار باشند و صاحبانِ این چهار را ائمّه اربعه و خاتم‏المجتهدین نامیدند و در میانِ آن چهار نیز ابوحنیفه را امام اعظم خواندند با آنكه كتابِ مُوَطَّاء از حیثِ تدوینِ علمى بهتر از سایرِ كتب است امّا شخصِ ابوحنیفه اعلم و شخصِ شافعى افضل است .

     

    نویسنده: عباس كيوان قزوينی
    تاریخ انتشار: ۱۳۸۸/۶/۲۴ ۲:۲۶:۳۹
    مرجع: كتاب ميوه زندگاني - فريده نخستين
    ارسال پیام:
     
    نام  
    نشانی صندوق پست الکترونیک  
    متن پیام  
    کد امنیتی = ۱۴ + ۴  
         


    كمال انسان

    انواع رياضت و مقام نيروانا

    معانی و درجات وطن

    وطن حقيقی

    وطن روحانی

    آكل و مأكول

    صفات لازمه همنشين

    فرق پندار از حقيقت

    ____________________

    فلسفه

    ●  سر ناميدن جهاد نفس به جهاد

    مراتب وجود انسان

    نظر قائلين به تناسخ

    امتياز بشر به دو قوه دانش و كنش

    در اقسام احاطه

    ذاتی و جبلی

    نسبت معقول ثانی به معقول اول 

    در نفس الامر وجود مطلق

    در تعيين مفهوم وجود مطلق

    در اقسام خلق

    در بيان تقسيمات اختلافات دنيا

    مقصود از اختلافات دنيا

    كمال انسان

    فلسفه آمرزش گناهان

    يكی‌ از فوائد اختلاف

    ● تحقيق در امر تن و جان

    وعده مكاشفه در اسلام

    در عقايد حكما و بعضی از مقاصد ايشان

    ____________________

    هستی شناسی

    دور و كور

    مرگ و تولد نوع

    در بيان سعادت و شقاوت

    معنای‌ سعادت به چند وجه

    ____________________

    تعليم و تربيت

    مقدمه سرانجام

    بيان استعداد

    شيوع اختلاف

    منشاء نقص علم
    ____________________

    تفكر و مراتب آن

    در تعيين كمال بشر كه فكر است

    راجع به فكر

    پاسبانی فكر

    در تفاوت نظر مهر و كين به شيئی واحد

    در رياست

    فكر انسان امتياز خاصۀ او 

    ● اراده انسان مورد تكاليف دينيه است

    معانی مفهوم و موهوم

    فايده دين برای بشر

    تشبيه افعال ثلاثه نماز به احوال سه طبقه مردم

    يك معنی تفكر

    ____________________

    قرآن انگليسی English_Quran

    __________________
    تفسير

    سوره رعد

    سوره ابراهيم

    سوره حجر

    سوره نحل

    سوره بنی اسرائيل

    ____________________

    معراج

    رساله معراجيه

    معراج

    ____________________

    نيايش
    ____________________

    مقالات

    سماع عارفان دركربلا

    وجود مطلق فيض مقدس صاحب دم - ولايت كليۀ علی‌ (ع)

    حقيقت محمدی‌ و مكاشفات لامتناهی

    ● مقاله اقبال آشتيانی

    ____________________


    چند كتاب برای خواندن پيشنهادی‌ از ايران آئين

    ____________________

    جملات قصار

    ____________________

    شعر 
    ___________________

     ● نظرتان راجع به سايت چيست 

     

     
                 
       
     
     
     
     
    © 1388 - کلیه حقوق متعلق به ایران آئین می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    طراحی و توسعه توسط گروه نرم افزار هرسین محدوده مسئولیت پایگاه | حریم بازدیدکنندگان