صفحه نخست | شناخت روح ( علم ارتباط با ارواح) | محصولات | آذر كيوانيان | خيام | ايران شناسي | انتقاد از سايت | درباره ما  
     
 
العربیه |  English

جستجوی پیشرفته
 
             
        عرفان عرفان نظری عارف عامل به چه كارهايی عامل است


    عارف عامل‏ به انجام چه كارهايی‏ قادر است؟

    این ناچیز اعتقاد راسخ دارد ،كه اگر كسى خواستار آن شد كه به علم عرفان و مباحث پنهانى آن واقف گردد ،و بعد به سلوك پردازد، لازمه‏اش آن است كه در بدایت امر به حقانیت دیانت اسلام و مذهب تشیع اثنى‏عشرى معتقد گشته و تمام دستورات الاهى را نصب‏العین خود قرار دهد و دقیقه‏اى از دقایق را فرو نگذارد آنگاه طى طریق نماید و در طول ایام حیات خود با قید جسد عنصرى راه به عالم غیب برد.
    در این راه از پاى نایستاده و با خود خلوت سازد و به سوى جان جانان گام بردارد.
    پس از طى درجات عالیه روح پاك استاد راستین در نوم یا بیدارى با تلمیذ خود ارتباط برقرار مى‏سازد اگر در بیدارى انجام گیرد سالك حتماً بدون دخالت اراده‏اش انسلاخ بر وى دست دهد و در حالت انسلاخ هیچ صدایى را نشنود و چیزى را مشاهده نكند و حركات نبض ضعیف شود، و حالت خاصى در چشمان وى پدید آید ،رنگ چهره دگرگون شود ،كه اگر كسى چنین سالكى را در چنین حالتى مشاهده كند ،تصور مى‏نماید كه حالت احتضار بر آن عارف عامل دست داده است.
    چنین عارفى بیمار نشود مگر خود در صدد باشد كه رنج برد و یك بیمارى صعب بر بدن عنصرى خود ایجاد نماید ،تمامى قواى بدنى او افزوده شود ،و اگر سالك بخواهد براى انجام كارى كه جنبه‏هاى روحى داشته باشد ،قادر خواهد بود طول ایام حیات خود را زیاده گرداند ،روح استاد و ارواح عالیه كه در عالم غیب هم جلیس استاد سالك باشند سالك را به بعضى اسرار خفیه طبیعت و علوم ناشناخته آگاه گردانند ،به عنوان مثال از رخدادهایى كه در قرون آتى در كره زمین به وقوع مى‏پیوندد وى را مطلع ساخته و یا كشفیاتى در قرون آتى كه در بهبود زندگى افراد بشر خواهد شد ،آگاه مى‏سازند.
    درعلم نجوم ششصد تا دو هزار سال آتى را توانند پیشگوئى نمایند ولى براى سالك لغزش و اشتباه روى نخواهد داد و بیش از دو هزار سال تواند بالصراحه بیان دارد.
    بعضى از پیشگوئی هاى جاماسب و اقطاب صوفیه پس گوئى است.
    براى هر سالكى به تناسب حالات روحى وى كشفى رخ مى‏دهد كه با دیگر روندگان راه حق و حقیقت به یك منوال نخواهد بود و آخرین قدرت یك عارف عامل در یك نقطه و مقام خاص نیست تا به زبان خامه بیان گردد زیرا در غیب عالم امكان حدّ یقف وجود ندارد.
    عارف تواند امراض صعبى را كه مداواى آن تا كنون كشف نگردیده ،با اكل گیاهى یا تجویز آشامیدن استكان آبى به طور كامل مداوا كند یا بدون وسیله بهبودى بخشد ،اما اعتبارات دنیوى ملاك و مطمح نظر استاد نیست.
    در شبه قاره هند مرتاضین براى انجام خواستهاى دنیوى عزلت اختیار مى‏كنند ،نتیجه ،اثر وضعى این اعمال و نشستها و اذكار است و جنبۀ تجرد ندارد ،عده قلیلى از دانشمندان اروپا و امریكا ،براى طى طریق روحى اسپرى‏تیسم را وجهه همت خود ساخته‏اند ،امّا نتیجه آن نئوسوفى است و وصول به ملكات اخلاقى است كه آن هم به صرف اعتقاد بدان ،نتیجه دست نمى‏دهد ،مگر پس از تمارین بسیار،و نسبت به مكتب روحى حدّ نازله است ،و قابل سنجش نیست.
    افراد روحى از نام و شهرت و اظهار دعاوى سخت گریزان هستند اما اقل قلیل را كه استعداد فطرى داشته باشند ،با اشارت غیبى تحت تربیت خود قرار مى‏دهند نه آن كه سفره بگسترانند و بارعام دهند ،و روى این میزان بعضى از مذاهب و مكتبها را مى‏توان بررسى نمود ،و بطلان آنها را به روشنى واقف گردید.
    این ذره نادار اعتقاد راسخ دارد ،دین مانى و مزدك ،و در دورۀ دیانت مقدس اسلام ،نقطویه ،حروفیه ،اسماعیلیه ،شیخیه و منشعبات آن بابیه، ازلیه و بهائیه همه مستقیماً یا مع‏الواسطه غذاى مسمومى است ،كه با دست سیاستمداران غرب جهت حصول مقاصد استثمارى خود در شرق بنا نهاده و گسترش یافته‏اند و اذهان ساده دلان را بدون اینكه خود واقف باشند ،آلت اجراى مقاصد پنهانى خود ساخته‏اند ،و از این طریق به آمال سیاسى خود نائل گردیده‏اند.
    پس بهوش باید بود ،و التجا به ارواح شامخه برد ،تا از گمراهى رهائى یافت.
    عنایت خاصه‏الاهى است ،كه سالك را بدین طریق كشانده است، تا مقضى‏ المرام گردد.
    شناسایى عارف عامل امرى صعب است ،زیرا شناخت سنخیت لازم دارد ،مگر خود آن عارف تفضل كرده و فردى را مستعد یافته، اندكى پرده به یك سو افكند ،و خود را به وى بشناساند ،زیرا اگر گوئیم اقیانوس را در یك كاسه جاى داده‏ایم عقل نمى‏پذیرد ،ولى بدن عنصرى این عارف با ابدان دیگر افراد تمایز بسیار دارد.
    دربارۀ زنان پاكنهاد پیغمبر اكرم (ص) گفته شده ،كه هر یك به زوجیت ختمى مرتبت (ص) تا پایان حیات باقى مى‏ماندند ،چون جسد پاك آن حضرت تماس با ابدان آن زنان یافته ،از عذاب آخرت مصون خواهند بود ،افراد جزیرةالعرب چون در حدّى نبودند كه عظمت بیكران سرور عالمیان را دریابند ،به عناد همعنان شدند.
    عارف صفت خلاقیت دارد و متصرف در ماده بوده ،ولى به تمایلات شخصى توجهى نخواهد داشت.
    همۀ اعمال وى به اشارت غیبى و تصویب جوامع ارواح شامخه در ملكوت است.
    توحید در نهاد و فطرت بشر نهاده شده است .
    كه یكى هست و هیچ نیست جز او
    «وحده لااله الاهو»
    اگر هر فردى بطور صحیح به عبادات شرعى اعم از واجبات و مستحبات ،با دل و جان بپردازد و به سلوك روحى اشتغال ورزد، هیچگاه در طول عمر با بیماریها روبرو نمى‏گردد ،و عمر وى افزوده مى‏گردد.
    اگر فردى به امراض روحى به درجات مختلف شدت و ضعف مانند صرع مبتلا گردد ،كه اكثراً در اثر رخدادهاى مهیب و ترسناك كه تاب مقاومت ندارند ،بیهوش گشته و پس از آن هر چند مدت این مرض بروز مى‏نماید ،ازدواج و تسكین هواجس نفسانى ،در بهبود این بیماریها بسیار مؤثر است.
    اگر سالك راه رفته چنین بیمارى را مشافههً مشاهده كند ،و تأثر خاطر بر وى دست دهد ،تواند به شخصه یا با توسل ،و تمسك به ارواح شامخه در اندك زمانى وى را مداوا سازد.
    یا امواج فكرى بیمار را بر وجود خود منتقل سازد ،و بعد حداكثر در یك یا دو ساعت از وجود خویش خارج سازد ،كه خستگى مفرط بر چنین عاملى عارض گردد .
    باید یك ساعت یا اندكى بیشتر به خواب رود و استحمام كند كه كسالت مفرط و آن بیمارى از بدن عامل خارج گردد.
    قاعدتاً امواج بسیار از نوك انگشتان دست و موى سر و حركت سر،بیشتر از اعضاء دیگر بدن ساطع مى‏شود ،مى‏تواند به نهج دیگر،با خیره شدن به بیمار و دست نهادن بر موضع بیمارى امواج مرض را از بدن خارج سازد ،كه بهبود كامل پذیرد.
    به همین نحوه مرد راه رفته مشكلات و گرفتاریهاى فرد دیگرى را كه دفع آن بر دل وى القاء شود ،انجام مى‏دهد ،نه آنكه خواهشهاى دنیوى افراد را كه در صورت رفع نیاز و نیل به قدرتهاى اجتماعى به بیراهه كشیده شده و موجب ایذاء دیگران شوند ،كه براى عامل مضر بوده و خلاف مشى مكتب روحى است.
    به عنوان مثال گوئیم كه :
    عارفى به هیتلر كمك كند كه تمامى اقطار زمین را به خاك و خون كشد تا یكه تاز كرۀ ارض گردد.
    این عمل خلاف و گناه نابخشودنى است.
    گویند شمنى[1] با چنگیز همراه و معاضد بود كه در اعمال وحشیانه آن خونخوار جهانخوار عامل مؤثر بود.
    به قطب‏الدین جیدر مدفون در تربت حیدریه ملتجى شدند كه با قدرت روحى جلو این تهاجم غیر انسانى را بگیرد ،پاسخ داد ،من و صد تن چون منى با هم یار شویم ،قادر بر جلوگیرى نیستیم ،زیرا در پشت سر چنگیز درویشى است ،كه ما قدرت مقابله با وى را نداریم!
    این سخن لغو است و بیهوده چرا كه عارف قادر به دفع شرّ از جامعه بشرى است.
    نجم‏الدین كبرى با عده‏اى از یارانش به جنگ چنگیز شتافت ، گویند نجم‏الدین با نگاه فردى را بدون طى مراحل سلوك به مقام ولى مى‏رسانید ،و بعد مشهور به ولى تراش گردید اما نتوانست در قبال چنگیز مقاومت كند و دست به جنگ زد كه كسى از وى خواستار نبود و كشته شد.
    پس نفس عمل نجم‏الدین كبرى مشهور به طامه‏ الكبرى خلاف انزواى عارف بوده ،و حضور در جنگ با داعیه‏اى كه نجم‏الدین داشت مغایر و خود نارسائى اندیشه وى را مى‏رساند و این خود برهانى بر بطلان مفهوم قطبیت مى‏باشد.
    شگفت‏تر آن كه، چنگیز در بیرون محوطه لشكریان خود ،در چادر زردى به تنهایى روزه وصال به طریق مانویان مى‏گرفت ،سه شبانه‏روز نه آب مى‏آشامید ،و نه غذائى تناول مى‏كرد و نه چشم بر هم مى‏نهاد ،و در طول این مدت به یكى از ستارگان كه گویا مریخ بود ملتجى مى‏شد تا در جنگ پیروز گردد و مدعى بود كه مطالبى بر وى القاء مى‏گردد كه آن را یاساى چنگیز نامیدند كه نزد طوایف مغول وحى منزل بود.
    چنگیز خون آشام داعیه وصول به حق داشت.
    تو سیاه كم بهاء بین
    كه چه در دماغ دارد!!!
    مغولها مانوى بودند و بیداد در كشتار و نهب و غارت و تجاوز به نوامیس مردم بى گناه و در قتل نفس از زن و مرد و اطفال شیرخوار خوددارى نمى‏كردند.
    مغولها بر این اعتقاد بودند ،كه نتیجه این فجایع ،توجه به عالم عقبى است.
    چنگیز را چه رسد كه ابناى بشر را كه برگزیده خلقت مى‏باشند ، از دم تیغ بگذراند و پست‏ترین نوع و بدترین فجایع را به نام جهان آفرین اجرا كند و ندامت و پشیمانى به خود راه ندهد.
    این گونه مكتبها در طول تاریخ در كرۀ ارض پدید آمد و چون بر خلاف سیرۀ الاهى بود ،نپائید و نام و نشانى جز نفرین ابدى براى آنان باقى نگذاشت.
    اكنون باز گردیم به سر مبحث خود:
    رونده راه حق و حقیقت كه به عوالم غیبى نایل گردیده و به فیض مقدس رسیده ،اقتضاى حالت روحى وى آن است كه صفت انعدام و ایجاد را دارا مى‏شود ،اما هیچگاه تمایلات وى یا علقه خویشاوندى و عشیرتى و هموطنى و نژادى و عواطف انسانى در انجام كارهایش مدخلیت نداشته، از او بدى پدید نیاید ،مگر استثنائاً فردى دست به ظلم گشاید و همه نوع ستم به همنوع خود روا دارد و احتمال دگرگونى و بهبودى روحى وى داده نشود و عدۀ بسیارى دست به سوى جانان دراز كنند و دفع شرّ او را تقاضا بنمایند .
    و از جهان غیب بر چنین سالك راه رفته القاء شود كه نیروى چنین ستمكارى را از وى باز ستاند ،و وى را به مرض صعب مبتلا گرداند در چنین كیفیتى افراد راه رفته دیگر در بهبود او قدم بر نخواهند داشت زیرا اشارت از عالم ملكوت است ،نه تمایلات شخصى و تقاضاى این و آن.
    عارف براى كمك به دیگران مزد نطلبد و خواست دنیوى نداشته باشد .
    اما سعى كند جلب اعتماد بیمار را نموده و اعتقاد وى را به جهان واپسین مستحكم نموده كه این خود مزد عارف خواهد بود.
    عارف بایست بیمار را رؤیت كرده یا صداى وى را استماع نموده یا نمونۀ خط، یا عكس وى را مشاهده كند تا نحوه و كیفیت امواج بیمار را بسنجد و نسبت به نحوۀ كیفیت روحى بیمار آشنا گشته و منظور نظر نهائى عارف از مداوا ،ایجاد عقیدت در بیمار و خانواده و دوستانش به جهان غیب باشد و این نتیجه دستمزد واقعى عارف است.
    اما به طریق علوم غریبه ،نتیجۀ معكوس مى‏بخشد ،ولى متد روحى از بیخ و بن بیمارى را از بین برده ،كه بزرگترین اطباى حاذق به شگفتى فرو روند.
    عارف در انجام این خواسته بیمار یا اطرافیانش ،احساسات خود را ندیده گرفته ،فقط روحاً به وى القاء مى‏شود و ملزم به انجام این كار مى‏گردد.
    ________________________________________
    [1] . بزرگ دینى در دیانت مانوى .

     

    نویسنده: نورالدين چهاردهي
    تاریخ انتشار: ۱۳۸۸/۶/۱۹ ۳:۳:۵۵
    مرجع: كتاب گلبانگ مغز
    ارسال پیام:
     
    نام  
    نشانی صندوق پست الکترونیک  
    متن پیام  
    کد امنیتی = ۱۲ + ۴  
         


    كمال انسان

    انواع رياضت و مقام نيروانا

    معانی و درجات وطن

    وطن حقيقی

    وطن روحانی

    آكل و مأكول

    صفات لازمه همنشين

    فرق پندار از حقيقت

    ____________________

    فلسفه

    ●  سر ناميدن جهاد نفس به جهاد

    مراتب وجود انسان

    نظر قائلين به تناسخ

    امتياز بشر به دو قوه دانش و كنش

    در اقسام احاطه

    ذاتی و جبلی

    نسبت معقول ثانی به معقول اول 

    در نفس الامر وجود مطلق

    در تعيين مفهوم وجود مطلق

    در اقسام خلق

    در بيان تقسيمات اختلافات دنيا

    مقصود از اختلافات دنيا

    كمال انسان

    فلسفه آمرزش گناهان

    يكی‌ از فوائد اختلاف

    ● تحقيق در امر تن و جان

    وعده مكاشفه در اسلام

    در عقايد حكما و بعضی از مقاصد ايشان

    ____________________

    هستی شناسی

    دور و كور

    مرگ و تولد نوع

    در بيان سعادت و شقاوت

    معنای‌ سعادت به چند وجه

    ____________________

    تعليم و تربيت

    مقدمه سرانجام

    بيان استعداد

    شيوع اختلاف

    منشاء نقص علم
    ____________________

    تفكر و مراتب آن

    در تعيين كمال بشر كه فكر است

    راجع به فكر

    پاسبانی فكر

    در تفاوت نظر مهر و كين به شيئی واحد

    در رياست

    فكر انسان امتياز خاصۀ او 

    ● اراده انسان مورد تكاليف دينيه است

    معانی مفهوم و موهوم

    فايده دين برای بشر

    تشبيه افعال ثلاثه نماز به احوال سه طبقه مردم

    يك معنی تفكر

    ____________________

    قرآن انگليسی English_Quran

    __________________
    تفسير

    سوره رعد

    سوره ابراهيم

    سوره حجر

    سوره نحل

    سوره بنی اسرائيل

    ____________________

    معراج

    رساله معراجيه

    معراج

    ____________________

    نيايش
    ____________________

    مقالات

    سماع عارفان دركربلا

    وجود مطلق فيض مقدس صاحب دم - ولايت كليۀ علی‌ (ع)

    حقيقت محمدی‌ و مكاشفات لامتناهی

    ● مقاله اقبال آشتيانی

    ____________________


    چند كتاب برای خواندن پيشنهادی‌ از ايران آئين

    ____________________

    جملات قصار

    ____________________

    شعر 
    ___________________

     ● نظرتان راجع به سايت چيست 

     

     
                 
       
     
     
     
     
    © 1388 - کلیه حقوق متعلق به ایران آئین می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    طراحی و توسعه توسط گروه نرم افزار هرسین محدوده مسئولیت پایگاه | حریم بازدیدکنندگان