|
پس همه نقص و عيب هر كار و علم ناشى از يكى از سه چيز است :
1. نه آزمودن بچهها (آزمايش جوانها چون مشوب شدهاند چندان مفيد نيست) .
2. سوء تفاهم و اشتباه در آزمايش .
3. اهمال و اخلال در شروط و مقدمات علم و عمل .
والّا چرا در قوانين مجعوله طبيعت و جريان امور اصليه هيچ اختلاف و سهو و نسيان رو نمىدهد ،از درخت بادام هرگز هلو و ليمو به دست نمىآيد و گرگ گوسفند نمىزايد و چهار فصل عوض نمىشود ،ثابت سيّار و به عكس نمىشود ،نسر واقع و كفّ الخضيب و بنات النّعش بدل به نسر طائر و پروين و مجرّه نمىشوند .
و اختلافات منتظمه اضداد و انواع هرگز از انتظام نمىافتند كه همين حفظ انتظام اختلاف معنى بىاختلافى است ،بلكه لازمه تفاوت درجات تركيب است و جزء تعدّد مراتب وجود است در سايه وحدت حقيقت .پس اينها از موضوع اختلاف حيرتآور كه مبحث ما است خارجند .
اما كارهاى اختيارى بشر چه علم ،چه صنعت ،چه عادات ،چه سياسات ، چه انفرادى ،چه اجتماعى ،چه زشت ،چه زيبا ،پر از اختلافات شديده غير محصوره غير منتظمه است و نه قياسپذير است ،نه علاجپذير و روزافزون خطرناك است كه هر دم توليد دشمنى راحت برانداز و هر قرنى توليد جنگهاى ريشهكن مىكند .
جنگهاى صليبى دو قرن عمر كرد و آخر صلح نشد مانند مرض جوع كه از پر خوردن خسته مىشود و سير نمىشود .و آينده نزديك دنيا هم آبستن به جنگهاى زندگى شكن بىپايان است ،خدا به خير بگذراند كه دانشمند نميرد ،گرچه مرگ براى دانشمند خوشتر از زندگى است ،اما واى به حال جهانِ بىدانشمند .
مثلاً استخوان غير رگ و پى بودن و گياه نخوردن درنده و گوشت نخوردن چرنده اختلاف نيست بلكه لازمه تعدّد صور نوعيّه موادّ طبيعيّه است .
اما اختلاف در اينكه سل و يرقان و سفليس علاج پذيرند در درجه اوّل يا نه خرد را متحيّر دارد .
و در اديان ،غساله اول پاك است يا نجس ،عقل و دين را با هم متحيّر دارد ،زيرا اگر نجس باشد پس پاك شدن محال است و اگر پاك باشد كماهوالحق پس مشهور (اكثريّت) چه مىگويد و اصطلاح غساله مزيله و مطهّره از كجا بر مىخيزد .
|